تبليغاتX
Web Theme : www.roozgozar.com Theme System : BlogFa --> MOJTABA.CLIP
MOJTABA.CLIP
( بدبخت ملتی که تاریخ خود را نداند . بدبخت تر ملتی که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد . شور بخت تر از همه ملتی که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد )

  مادر


روز مادر را به مادر عزیزتر از جانم و تمام مادران دلسوز ایران زمین تبریک میگم .



| *| نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 و ساعت 12:39 بعد از ظهر توسط مجتبی |

سلام

 

سلام به دوستان عزیزم همه کسانی که تو مدتی که نبودم و شرمندشون شدم به یادم بودن و بهم سرم میزدن حقیقت خیلی گرفتارم و دسترسیم به نت خیلی سخته ولی قول میدم به محضی که اومدم از خجالت همتون دربیام کلی حرف واسه گفتن دارم به امید دیدار شما دوستان عزیز در پناه ایزد پاک



| *| نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 و ساعت 5:55 بعد از ظهر توسط مجتبی |

 

I  Need  You

 

دیگه هیشکی رو ندارم که بفهمه دردمو

توی دستهاش بگیره این دوتا دست سردمو

 

 

دیگه هیشکی رو ندارم که نوازشم کنه

با گلهای سرخ بوسه غصه هامو که کنه

دیگه هیشکی رو ندارم که بگم دوسش دارم

سرم رو وقت دلتنگی رو شونش بزارم

 

 

دیگه هیشکی رو ندارم که مهم باشم براش

اسمم رو صدا کنه با لحن آبی صداش

 

 

دیگه رفتی و من رو مثل یه خواب کردی فراموش

اونی که اون روزها تو آغوش من بود

حالا پس کجاست !

اونی که اون روزها دیونه ی من بود

حالا پس کجاست !

 



| *| نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 و ساعت 4:54 بعد از ظهر توسط مجتبی |

    سلام

 

حرف خاصی برای گفتن ندارم فقط میخوام از تمام کسانی که به یادم هستن و در نبودم چراغ وبلاگ رو با حضور گرمشو روشن نگه میدارم بی نهایت تشکر کنم.

امیدوارم زودتر آموزش و کارورزیم تموم بشه و پیشتون برگردم

دوستتون دارم

 



| *| نوشته شده در جمعه بیست و نهم بهمن 1389 و ساعت 0:31 قبل از ظهر توسط مجتبی |

 

مهمترین روز زندگی من

مردی وارد گلفروشی شد تا دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری زندگی می کرد سفارش دهد و با پست برای او بفرستد .

وقتی از گل فروشی خارج می شد دخترکی را دید که کنار درب ورودی گل فروشی نشسته و گریه می کند.

مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید که چرا گریه می کنی؟

دختر گفت: می خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است.

مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا من برای تو یک دسته گل خیلی زیبا میخرم تا آن را به مادرت هدیه کنی.

وقتی از گل فروشی خارج می شدند دخترک لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت به لب آورد.

مرد به دخترک گفت: میخواهی تو را برسانم؟

دختر گفت: نه ممنون تا قبر مادرم راهی نیست پیاده میروم.

مرد زبانش بسته شد بغض گلویش را گرفت دلش شکست و اشکش جاری شد. بدون درنگ به گل فروشی برگشت و دسته گلش رو پس گرفت و 500 کیلومتر رانندگی کرد تا با دست خودش آن را به بزرگترین و با ارزشترین کس زندگیش هدیه کند .

به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن . ( شکسپیر )

سلام به دوستان عزیز به هر شکلی بود تونستم از فرمانده ام دو روز مرخصی بگیرم و برای زاد روز عزیزترین کسم به کرمان بیام خدایا مادرم رو در پناهت نگه دار و هیچ وقت سایشو از سرم کم نکن 

مادرم روز تولدت مبارک

از تمامی دوستانی که در نبودم هوامو داشتن بی نهایت تشکر میکنم امیدوارم بتونم جبران کنم.

البته یکسری افراطی تندرو اومدن مقداری فوحش و بدو بیراه نثار ما کردند که اونم نظر لطفشونه فقط اگه دم از غیرت و شرف میزنند بیان با عمل نشون بدن من پای حرفم موندمو رفتم مرزبانی اونم کجا سیستان و بلوچستان که بعد از آموزش به اونجا منتقل میشم خدمت سربازی هم نیست چون کارت پایان خدمت دارم اونی که به من میگه آشغالها نباید تو این مملکت باشن بیاد جای من لب مرز با گروهکهای تروریستی ریگی و امسال اون روبه رو بشه ببینم چند مرده هلاجه تو خدمت سربازی چندین بار مرگ و به چشمای خودم دیدم اگه درگیری نبود مارها و عقرب ها دست از سرمون بر نمیداشتن حالا هم میخوام واسه ۳۰ سال دوباره اونجا باشم جایی بود که بسیجی های جان نثار یک روزه فرار میکردند حالا اومده به من درس دین داری میده !!

بگذریم شاید نتونم حالا حالاها بیام نت پس هر وقت اومدم حسابی جبران میکنم واسه دوستان عزیزم



| *| نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم دی 1389 و ساعت 6:27 بعد از ظهر توسط مجتبی |

 

مشتاق دیدار دوباره

دارم میرم ولی نه برای همیشه ماهی یکی دو بار بیشتر نمیتونم بیام نت چون دارم میرم اصفهان واسه آموزش مرزبانی چند ماهی نمیتونم مداوم بیام نت پس این یک خداحافظی نیست .

شدیدا از دوستانی که مرا یاد میکنند و در نبودم بهم سر میزنن تشکر میکنم و از دور میبوسمشون و در اولین فرصت لطفشون رو جبران میکنم. وقتی برای اطلاع به دوستان ندارم پس از دستم ناراحت نباشید.

سعی خودمو میکنم زود به زود بیام.



| *| نوشته شده در یکشنبه هفتم آذر 1389 و ساعت 0:9 قبل از ظهر توسط مجتبی |


mojtaba1990

مجتبی

mojtaba1990

http://mojtaba1990.blogfa.com

MOJTABA.CLIP

MOJTABA.CLIP

MOJTABA.CLIP

Always Persian Golf
اسم مجتبی هستش یه ملی گرای سفت و سختم هیچ چیزم به اندازه ایران آریایی برام ارزش نداره
حذف کردن بخش هخامنش از کتابهای درسی هیچی اگه نام ایران باستان در تمام دنیا پاک بشه بهتون قول میدم از ذهن من و اطرافیانم هرگز پاک نخواهد شد تمام سعیم رو برای زنده نگه داشتن هدفم میکنم چیزی که به امیدش زندگی میکنم . دوباره میسازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش
پروفایلم فعاله خلیج همیشه فارس و به معنای واقعی دریای همیشه پارس

MOJTABA.CLIP

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

لينك نگار